
سلام. نمی دانم کسی یا کسانی از هم میهنانم، دوستان همسن و سال و یا هم محلی هایم روزی از این وبلاگ دیدن خواهند کرد یا نه. ولیکن من تا زمانی که چشمهایم ببینند و دستهایم یاری کنند می نویسم و تصاویر روستا را به نمایش در خواهم آورد چراکه همیشه عاشق روستای خودم سمناکلا و مردمش بودم، هستم و خواهم بود. دلم برای کوچه پس کوچه های آن که به قدمهای من آشناست و نیز سادگی و صداقت افرادی نظیر مشتی ولی زارع و آقا محمد شعبانی و ... همیشه تنگ می شود و من بدین واسطه آرام می گیرم. لذا دروغ نگفته ام اگر بگویم که حقیقتا با خاطرات گذشته نفس می گیرم. فارغ از این که کی غنی هست و یا کی فقیر. و این که میان چه کسانی اختلاف نظر یا سلیقه وجود دارد. من عاشق همه شان هستم.وقتی کسی از دنیا می رود مرا اندوه بسیار فرا می گیرد چون اغلب آنان در رنج و نداری زندگی را سپری کرده اند و هم روستای ما خالی از وجود آنها می شود. .. مردان و زنان کار و تلاش.. (به خصوص بزرگان محل که برکت روستا هستند). و .. و هزاران نا گفته های دیگر که چون راز سر به مهر در من خواهندماند.درمن چه حرف هاست! در من چه دردهاست! در من چه دست ها به دعا مانده روز و شب.!! هدفی دیگر؛ بانک عکس های روستا و اهالی روستا از سی سال پیش تاکنون بوده که عمرمان با آن ها سپری شده و یا خاطرات شیرینشان در جان و دل ماست. حال؛ سلامت باشی ای هم محلی در هر کجا که هستی و ای روستای من که همیشه آبادانی تو را آرزو دارم. "با احترام فراوان." >>>> تسلیت...
ما را در سایت >>>> تسلیت دنبال میکنید
برچسب: افتخار,روستای,سمناکلا,آقای,جعفری,جمعیت,هلال,احمر, نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:34